31 فروردین 1402
سحرها با صدای تماس گوشی چشمان مُهرو موم شده ام را به زور باز میکردم و با صدایی خفیف میگفتم:"سلام بابا، بله بیدارم” و دوباره میخزیدم زیر پتو و چند دقیقه بعد از جایم میپریدم، ترسی وجودم را میگرفت که ای وای دیرم شد! در این شب آخر، حال بیدار شدن… بیشتر »
نظر دهید »
28 فروردین 1402
مدتی پیش خبر از طلاق زوج جوانی از آشنایان بعد از ۱۲ سال زندگی مشترک منتشر شد. علت طلاق تقاضای خانم برای زندگی در خارج از ایران بود، که با مخالفت همسرش روبرو شد و در آخر منجر به گرفتن طلاق توافقی شدند. مردی که برای ازدواج به دنبال زن محجبه ی چادری بود و… بیشتر »
21 فروردین 1402
یه وقتهایی تو زندگی هست که دیگه دلت بند زمین نیست. دوست داری پرواز کنی، بری بالا، بری تا خودِ ابرها و با ابرهایِ تیره بنشینی و یه دل سیر اشک بریزی و بباری و بباری. ولی پریدن؛ هنر میخواد، بال میخواد، دلِ سبک میخواد. من نه هنر پرواز دارم نه بالش رو.… بیشتر »
19 فروردین 1402
بعضی وقتها باید از همه چیز؛دست کشید بی اعتنا شد…! یک گوشه ی دنج پیدا کرد… آرامش دم کرد وجرعه جرعه بی خیالی سر کشید و به این فکر کرد که رها شدن بهترین حس دنیاست… گاهی باید برای مدتی از همه چیزدل برید باید اول صبح حال هیچکس را نپرسید… بیشتر »
12 فروردین 1402
شب دوازدهم فروردین که میشود، یاد دوران کودکیم می افتم. با دختر داییام قرار میگذاشتیم و سبد خرید خوراکی هایمان را پر میکردیم و به سمت منزل پدربزرگ راهی میشدیم. باهم نقشه میکشیدیم تا شب زنده داری کنیم و پچ پچ درگوشی حرف بزنیم و ریز ریز بخندیدیم. تا… بیشتر »
03 فروردین 1402
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِيهِ الْآمَالُ سلام برتو اى مــــــاه دست يافتن به آرزوها … حلول ماه رحمت و مغفرت مبارک باد ماهی سرشار از برکت و رحمت وعبادتهای پذیرفته شده برایتان آرزومنــدیـــم بیشتر »
02 فروردین 1402
وقتی بعد از یک روز پر کار آخرسالی که انگار کوهی از خستگی روی دوشت جا خوش کرده، میان نسیم ملایم بهاری و عطر خوش شب بوها، بین انبوه وسایلی که برای نقل مکان در انباری منزل پدری جا خوش کرده اند و باید از آنجا بیرونشان بکشم تا در کنار خودم داشته باشمشان.… بیشتر »